استعمار از غروب تا طلوع مجازی( بازی Anno 1701)

به اشتراک بگذارید


تاریخچه استعمار و انواع آن
نیمه دوم قرن بیستم را پایان دوران استعمار قدیم می‌دانند. دورانی که پس از کشف آمریکا توسط کلمب از قرن پانزدهم با اجازه پاپ آغاز شد و دولت‌های اروپایی با مشروعیت ناشی از این فرمان بر آب‌ها و خشکی‌های جهان فرمانروایی خود را آغاز کردند. آنان که از قدرت آتش توپخانه و تفنگ آتشین و فریبکاری برخوردار بودند، با استفاده از این برتری‌ها قبیله‌ها، روستاها، شهرها، دولت‌ها و ملت‌ها را وادار به فرمانبرداری کردند و برای پیش برد اهداف خود کشتند و سوختند و بردند.
محققان دوران استعمار را چهار دوره می‌دانند: 1- دوران استعمار کهن: از پیدایش نخستین امپراتوری‌ها تا حدود قرن پانزدهم را شامل می‌شود. در این دوران امپراتوری‌ها به انگیزه‌هایی بیش‎تر مذهبی به کشور گشایی می‌پرداختند، البته نمی‌توان منکر انگیزه‌های ثروت اندوزی و قدرت طلبی آنان شد. اما آن چه سربازان را در یاری به امپراتور تشجیع می‌کرد ، کمک به دین بود. 2- دوران استعمار قدیم: این دوران از قرن پانزدهم با کشف امریکا آغاز شد و در دهه نود قرن بیستم با استقلال جزیره ماکائو از پرتقال پایان یافت. این دوران که دنباله استعمار قدیم است از انگیزه‌های دینی خالی نیست. آغاز این دوران با فرمان پاپ آغاز می‌شود و این خود می‌رساند که صدور حکم دینی از سوی عالی‌ترین مقام دینی بهانه آغاز این دوران است. در زمان‌های بعد توجه به فرمان‌های پاپ کمرنگ و کمرنگ‌تر می‌شود و انگیزه‌های صرفا مالی و قدرت جای آن را پر می‌کند. این دوران که با رشد سریع اقتصادی، اکتشافات و اختراعات اروپا همراه است به آنان این قدرت را داد که با زور توپ و تفنگ بر مستعمرات مسلط شوند. معمولا در همه جا این قدرت استعماری جدید با نقشه‌های توسعه و زدودن غبار خرافات پیش می‌رفت اما پس از تسلط به غارت و چپاول منابع قوم مغلوب می‌پرداخت. از این رو در بیشتر اوقات با مقاومت اهالی بومی و محلی رو به رو می‌شد . مغلوب برای اعاده آبرو خود به جنگ‌های طولانی مدت با غالب می‌پرداخت. از اواخر قرن نوزده این استقلال طلبی‌ها به ثمر نشست و ملتهای مختلف توانستند توانستند مستقل شده و استقلال خود را جشن بگیرند. بزرگترین نماد استعمار که در قرن بیستم سرانجام آزاد شد هندوستان بود. آخرین پایگاه استعماری جزیره ماکائو در همسایگی چین بود که در سال هزار و نهصد و نود و نه از پرتقال رهایی یافت 3-دوران استعمار نو: در همان دوران استعمار قدیم حکومت‌های استعمارگر آرام‌آرام به این نتیجه رسیدند که هزینه نگاهداری مستعمره از منافع آن بیشتر است و نمی‌توان همزمان هم نیروهای نظامی و هم صنعتگران و تاجران و هم مستعمره‌نشینان بومی و غیر بومی را راضی نگاه داشت زیرا مستعمره نشین غیر بومی برای خود همان امکانات را می‌طلبید که هم میهنانش در کشور مادر داشتند و مردم مستعمره نشین نیز هزینه‌های نگاهداری خاصی داشتند. یک راه وجود داشت و آن سیاست تبعیض نژادی-آپارتاید- بود که البته با تقبیح بسیار رو به رو می‌شد؛از این رو کشور استعمارگر به اعطای استقلال به مستعمره گرایش داشت اما نمی‌خواست که منافع بلندمدت خود را در مستعمره از دست دهد، پس آرام‌آرام به مستعمرات استقلال عطا شد اما با دخالت در آن‌ها نیروهای حکومتی را از بین عمال تحت نفوذ خود انتخاب می‌کردند. این روش حتی در کشورهایی که به طور رسمی مستعمره نبودند نیز به کار می‌رفت. به این ترتیب در‌حالی‌که منافع خود را کسب می‌کردند، هزینه‌های نگاهداری از دوش استعمارگر برداشته می‌شد. این استعمار هنوز نیز در جریان است. 4- استعمار فرانو: با پیشرفت تکنولوژی کشورهای استعمارگر سعی بسیاری دارند تا اندیشه و روان مستعمرات را در اختیار خود درآورند با انجام این کار به اهداف بسیاری می‌توان دست یافت که هزینه‌هایی بسیار کم‌تر دارد. و استعمارگر از طرف جوامع دیگر کمترین توبیخ و تنبیه را دارد.
; Anno 1701 قرن هجده میلادی
قرن هژدهم اوج دوران کشف و استعمار است. کشتی‌های بادبانی قدیمی به نیروی بخار مجهز شده و با پیش‌رفت در شکل بدنه و بادبان‌ها آماده سفرهای دور و دراز شدند. انگلستان راه خود را به سوی آمریکا و هندوستان گشوده و در بین راه جزیره‌ها و سرزمین‌ها را اشغال می‌کرد. Anno 1701 این دوران را به نمایش در می‌آورد. یک کشتی با تعداد معدودی سرنشین و مقداری لوازم اولیه پهنه نا مکشوف اقیانوس را می‌شکافد و پیش می‌رود در اولین جزیره قابل سکونت که البته به اندازه کافی بزرگ باشد لنگر انداخته، طرح کلونی جدید را می‌ریزد. مستعمره‌چیان اولیه کارگرانی هستند که کارشان هیزم‌شکنی است. البته اینان برای گذران زندگی احتیاج به غذا و تهیه پوشاک دارند پس از میان آنان چندتن مامور تهیه ماهیگیری و شکار می‎شوند و چند تن مشغول پرورش گوسفند و تهیه پوشاک. مستعمره‌چی که البته مسیحی معتقدی است پس از چندی احتیاج به کلیسای ملی مناسب برای دفن مردگان پیدا می‌کند. و آرام آرام پی می‌برد که می‌تواند اضافی هیزم و غذا را به فروش برساند. اگر کار به خوبی پش رفته باشد جمعیت بیشتر می‌شود و البته نشانه‌هایی از تقاضای رفاه پیدا می‌شود. آن‌ها نوشیدنی و دخانیات طلب می‌کنند. و دوست دارند فرزندانشان درس بخوانند. طبقه تاجر نوخاسته تشکیل می‌شود که برای تهیه دخانیات و فروش مواد اولیه و فراوردها تلاش می‌کند، بازی مرحله به مرحله پیشرفت می‌کند، تاجر دیگر کلونی‌ها نیز از راه می‌رسند و تجارت پیچیده و پیچیده می‌شود، برای به دست آوردن پول بیشتر باید حریفان را ضعیف و زمینگیر کرد، و این کار با راه انداختن شورش، خرابکاری، کشتن و سوزاندن پنهانی، کلونی حریف در بازی به بازیکن پیشنهاد می‌شود، اما راه‌های دیگری هم هست. محاصره دریایی و جنگ. این مورد اخیر باعث به هدر رفتن منابع می‌شود و علاوه بر آن باعث می‎‌شود تا خریدار بالقوه از میدان به در رود، پسی جنگ تا حد از بین بردن کامل حریف پیشنهاد نمی‌شود.
بادقت در این بازی می‌توان توجیهات اشغالگری و استعمارگری غرب را دریافت: نخست این که سرزمین مورد نظر از سکنه خالی است، اما می‌دانیم که در عمل شاید به جز چند جزیره کوچک هرگز، زمینی بدون سکنه وجود نداشته است، و استعمار در دنیای واقعی سرزمین‌های بارور و پر جمعیت را انتخاب می‌کرده است. دوم: برای رسیدن به هدف هر نوع کاری توجیه پذیر است، مهم و مهم پول درآوردن است. سوم: نباید حریف را از بین برد، بلکه باید او را ضعیف کرد و تحت سلطه گرفت و چهارم: نمادهای شهری مسیحی که باعث آشنایی بازیکن با آن‌ها می‌شود و مسحور زیبایی آن.
اما این همه چیز نیست، زیرا دوران استعمار قدیم به پایان رسیده و دوران استعمار فرانو آغاز شده است. و این بازی در این فضا طراحی شده است. بازیکن در حین اجرای بازی مورد هجوم استعمار فکری قرار می‌گیرد.از ویژگی‌های استعمارفرانو دادن آگاهی و دانش و مغفول کردن انسان از حقیقت است. این بازی می‌آموزاند و توجیه می‌‍‌کند. استعمار در دنیای واقعی غروب کرد، اما در دنیای مجازی طلوع خود را با ساخت چنین بازی‌هایی کاملا نشان می‌دهد.

پاسخ دهید