بحث کلی

همه انواع شعر فارسی به جز یک نوع آن که بعدا در مورد آن صحبت خواهیم کرد حتما قافیه دارند. هیچ چیزی به اندازه جایگاه قافیه در شناختن قالب شعر فارسی اهمیت ندارد. پس از آن تعداد بیت‌ها مهم است. و در مرحله بعد وزن شعر، ازآن‌جا که بحث وزن شعر، تخصص ویژه دانش‌آموزان و دانشجویان رشته ادبی است پس در مورد آن صحبت نخواهیم کرد.

1- بیت

همه شعر‌های فارسی از  دو مصرع  ساخته شده‌اند این دو مصرع روی هم رفته بیت را می‌سازند. به طور معمول مصراع‌ها را رو به روی هم می‌نویسند. اما گاهی هم آن‌ها زیر هم می‌نویسند.  


برای این که منظور را متوجه شوید به این دو بیت که از شعری از مهدی سهیلی انتخاب  و عکس برداری شده نگاه کنید:

آمدی با تاب گیسو تا که بی تابم کنی


همان‌ طور که دیدید طراح صفحه کتاب تشخیص داده است که اگر این بیت‌ها زیر هم نوشته شوند زیباتر است. اما می‌توانست به جا این که مصرع‌ها را زیر هم بنویسد آن‌ها را کنار هم بگذارد.

  مصرع‌های فرد مصرع های زوج
بیت 1 آمدی با تاب گیسو تا که بی تابم کنی زلف بر یکسو زدی تا غرق مهتابم کنی
بیت 2 آتش از برق نگاهت ریختی بر جان من خواستی تا در میان شعله‌ها آبم کنی

این شعر دو بیت و چهار مصراع دارد.

هر دو مصراع یک بیت را تشکیل می‌دهند. مصراع‌ها می‌توانند رو به روی هم یا در زیر هم نوشته شوند. این تاثیری در تعداد بیت‌ها ندارد. هر دو مصرع یک بیت را تشکیل می‌دهند.


تعداد بیت‌ها
یوسف گم گشته
1. تعداد بیت‌های غزل حافظ در تصویر چندتاست؟

 


قافیه

پیش‌تر گفتیم که  قافیه مهم‌ترین رکن شعر فارسی است. اکنون که بیت را شناختیم، به قافیه می‌پردازیم:  بهتر است مثال بزنیم:

1- گیسو- مو-آهو – عمو- کو و …2- بابا، ماما، تنها، طاها، اینجا، آن‌جا، با و…3- راست، خواست، کاست، ماست و …

همانطور که در این مثال‌ها می‌بینیم، خارج از اندازه کلمات و بزرگی و کوچکی آن‌ها هر گروه کلمات در قسمتی از تلفظ با هم هماهنگی دارند. این گونه کلمات می‌توانند قافیه باشند. اما باید توجه کنیم که قافیه در بیت می‌آید.برای پیدا کردن قافیه به آخرین کلمه بیت را نگاه می‌کنیم. 

زین گفته سعادت تو جویم پس یاد بگیر هر چه گویم
می‌باش به عمر خود سحر خیز وز خواب سحر گهان بپرهیز

همانطور که می بینید جویم و گویم  در بیت اول و سحر خیز و بپرهیز در بیت دوم با هم هماهنگی دارند و قافیه هستند.


دیدیم که برای یافتن قافیه به کلمه آخر بیت نگاه می‌کنیم. اما اگر کلمه آخر بیت یک کلمه مثل هم باشد. آن کلمه قافیه نیست.

شد چنان از تف دل کام سخنور تشنه که ردیف سخنش آمده یک سر تشنه

می‌بینیم که کلمه آخر بیت تشنه است. در این صورت این کلمه ردیف است. پس اگر کلمه آخر بیت درست شبیه به هم بود و حتی در معنی هم تفاوت نداشت، آن کلمه را ردیف می‌گویند.

اگر بیتی ردیف داشته باشد. به کلمه قبل از ردیف نگاه می‌کنیم. اگر دارای هماهنگی صوتی تلفظ بود. ان کلمه قافیه است.

به نام خدایی که جان آفرید سخن گفتن اندر زبان آفرید.

می بینیم که آفرید ردیف است. کلمه‌های جان و زبان قافیه هستند. 


تا این جا  قافیه در مثال‌هایی که زدیم در یک بیت قابل مشاهده بود. به شعری که در همه بیت‌های آن بتوان قافیه دید مثنوی می‌گویند.

مجنون غریب دل شکسته دریای ز جوش نا نشسته
یاری دو سه داشت دل رمیده چون او همه واقعه رسیده
با آن دو سه یار هر سحر گاه رفتی به طواف کوی آن ماه
بیرون ز حساب نام لیلی با هیچ سخن نداشت میلی
هر کس که جز این سخن گشادی نشنودی و پاسخش ندادی

همانطور که می‌بینید هر بیت قافیه‌ای منحصر به خود دارد. ممکن است یک بیت یا بیت‌هایی ردیف داشته باشند، ممکن است نداشته باشند. مهم نیست.


غزل به معنی سخن عاشقانه گفتن نوعی دیگر قالب شعری است. که قافیه‌ها را در مصراع یک، دو، چهار، شش و … می توان دید. یعنی به جز بیت اول که هر دو مصرع قافیه دارند، در بقیه شعر فقط مصراع‌های زوج با هم قافیه هستند، و این قافیه‌ها همه با هم هماهنگ هستند. بگذارید الگو را ببینیم بعد مثال را ببینیم:

………………………………………….∇                         ……………………………………….∇

………………………………………….                           ………………………………………..∇

…………………………………………                            ……………………………………….∇

………………………………………..                             ………………………………………..∇ 

این الگو در بیشتر از دو بیت تکرار میشود و معمولا تا 12 بیت ادامه پیدا می کند البته ممکن است بیش تر از این هم باشد. ولی معمولا هفت، یا هشت بیت است. نکته مهم این است که در این شعر سخن عاشقانه گفته می‌شود، معشوق ممکن است خدا، پیامبر، امامان، و یا هر انسان دیگری باشد.


ای نفس خرم باد صبا از بر یار آمده‌ای؟ مرحبا!
قافله شب چه شنیدی ز صبح مرغ سلیمان چه خبر از سبا؟
بر سر خشم است هنوز آن حریف یا سخنی می‌رود اندر رضا؟
از در صلح آمده‌ای یا خلاف؟ با قدم خوف روم یا رجا؟
بار دگر گر به سر کوی دوست بگذری ای پیک نسیم صبا
گو رمقی بیش نماند از ضعیف چند کند صورت بی جان بقا؟
تا به گریبان نرسد دست مرگ دست ز دامن نکنیمت رها...
هر سحر از عشق دمی می زنم روز دگر می‌شنوم بر ملا
گر برسد ناله سعدی به کوه کوه بنالد به زبان صدا
   

 


اگر همان الگوی غزل را داشته باشیم اما شاعر به جای سخن عاشقانه گغتن، خداوند را ستایش کند، و یا مدح پیامبران، امامان، بزرگان، پادشاهان را بگوید و یا این که  پند و اندرز دهد آنگاه آن را قصیده می‌گویند. پس فرق غزل و قصیده در درونمایه و محتوای شعر است واز نظر شکل ظاهری فرقی با هم ندارند. البته معمولا قصیده‌ها طولانی‌تر از غزل هستند.

البته همان سخن عاشقانه هم اگر بیش از حد طولانی باشد آن را قصیده می‌دانند.

 پیشتر از این، با قصیده سعدی  در مورد بهار آشنا شدیم. نمونه دیگری از قصیده را در این پیوند ببینید و بخوانید.


قطعه

تا این جا دانستیم که قافیه در همه بیت‌های مثنوی تکرار می‌شود و نیازی به هماهنگی صوتی ندارد. در غزل و قصیده قافیه در هر دو مصراع بیت نخست می‌آید و پس از آن در مصراع‌های زوج می‌آید و همه با هم هماهنگی صوتی دارند.

اما اگر قافیه فقط در مصرع‌های زوج بیاید و  هماهنگی صوتی داشته باشد آن‌گاه شعر مورد نظر قطعه است.  یعنی الگوی زیر

—————————— ———————————∇
—————————— ———————————∇
—————————- ——————————–∇
—————————– ———————————∇


تعداد بیت‌های قطعه متفاوت است، مشهورترین شاعر قطعه سرای زبان فارسی پروین اعتصامی است که تقریبا هر سال در کتاب‌های درسی شعری از ایشان درج شده است.

محتوا یا درونمایه قطعه معمولا پند و اندرز است.

تا این جا چهار نوع اصلی از قالب اشعار فارسی را آموختیم. تعداد قالب‌ها بسیار بیشتر از این چهار مورد است.

رفتن به نوارابزار