عربی نهم- تدریس درس دوم

به اشتراک بگذارید

FacebookGoogle


 

به نام خدا

سلام بچه‌­ها. امروز به امید خدا درس دو عربی رو شروع می­کنیم…. خب قبل از شروع کلاس چند نکته کوتاه درباره مباحثی که امروز برای شما مطرح خواهد شد رو باید ذکر کنم.. به این کلمات دقت کنید:

  1. حاکِم – مَحکوم – حَکَم – حَکیم – حِکمه
  2. عادِل – مَعدول – عداله – تَعدیل
  3. قادِر – مَقدور – قَدیر – قُدره..

بچه­‌ها در عربی خیلی از کلمه­‌ها دارای سه حرف اصلی هستند و از این راه میشه تشخیص داد که کدوم­‌ها هم­ریشه­‌اند. مثلا در این کلماتی که نوشتم دقت کنید: در گروه اول همه کلمات سه حرف اصلی دارند: ح – ک – م. در گروه دوم: ع – د – ل. و در گروه سوم: ق – د – ر. چون حروف اصلی این کلمات یکی هست پس نتیجه می‌­گیریم که این کلمات با هم هم­ریشه و هم‌­خانواده­‌اند.

اگر سوالی نیست و متوجه شدید بریم سراغ درسمون..

هدی: آره آقا خیلی راحت بود.. .

علی: پس آقا یه سوالی: میشه بگیم دو کلمه: «معلّم» و «علم» هم ریشه‌­ا‌ند؟؟

آفرین علی… آفرین.. کاملا درسته.. کلماتی مانند: «معلّم»، «علم»، «تعلیم»، «تعلّم» هم ریشه­اند چون ریشه سه حرفی همه اینها: ع – ل – م هست. ولی دمت گرم علی.. خوشمان آمد..

علی: ما مخلصیم آقا..

یه نکته هم تا یادم نرفته بگم: کلمات عربی وزن دارند که در این درس با دو تاشون به طور ویژه آشنا میشیم: وزن فاعِل و مَفعول. مثلا کلمات: «ضارِب، قاتِل، حاکِم، صانِع» بر وزن فاعِل و کلمات: «مَضروب، مَقتول، مَحکوم، مصنوع» همگی بر وزن مَفعول هستند. اینکه بدونید یک کلمه بر وزن فاعل است یا مفعول این فایده رو براتون داره که موقع ترجمه به دردتون  می­خوره. یعنی معمولا کلمه‌ه­ای که بر وزن فاعِل باشه به معنای انجام دهنده یا دارنده حالت است و وزن مفعول به معنای انجام شده یا کسی و چیزی که کار بر روی اون انجام شده است، می­‌باشد. مثال:

ضارِب: زننده.  مَضروب: زده شده.

قاتِل: کُشنده.       مَقتول: کشته شده.

نکته آخر اینه که کلمات عربی وزن­‌های مختلفی دارند ولی شما تنها کاری که باید بکنید اینه که در هر بار وزن یابی برای حروف اصلی هر کلمه­ای به ترتیب ف – ع – ل بذارید ولی کاری به حروف زاید نداشته باشید: مثال:

مجاهده: حروف اصلی: ج – هـ – د. باقی حروف زایدند پس کاری باهاشون نداریم تنها کاری که می­کنیم در وزن یابی به جای سه حرف اصلی به ترتیب: ف – ع- ل میذاریم و در نتیجه وزن مُجاهده میشه: مُفاعله. و بر همین اساس:

مُعلِّم: حروف اصلی: ع – ل – م. پس وزنش میشه: مُفَعِّل.

إستِکبار: حروف اصلی کـ ب ر: إستِفعال.

إنتِخاب: حروف اصلی: ن خ ب: إنفِعال.

 

خب حالا درس رو باز کنید:

قَوانینُ المرور

مقررات راهنمایی و رانندگی

رَجَعَ سجّاد مِنَ المَدرِسَهِ حَزیناً: سجاد با ناراحتی از مدرسه برگشت

عِندما جَلَسَ علی المائدهِ مَعَ اُسرَتِه: وقتی که با خانواده­اش بر سر سفره نشست

بَدَأ بِالبُکاء فُجأهً و ذَهَبَ إلی غُرفَتِه: ناگهان شروع به گریه کرد و به اتاق خود رفت

ذَهَبَ أبوه إلیه و تَکَلَّمَ مَعَه و سألَه: پدرش به سوی او رفت و با او صحبت کرد و از او پرسید…

«لِماذا ما أکَلتَ الطعامَ»: «چرا غذا نخوردی؟».

أجابَ: «هَل تَعرِفُ صدیقی حُسیناً»: جواب داد: «آیا دوست من حسین را می­شناسی؟».

نَعَم، أعرفُه؛ هو وَلَدٌ ذَکیٌّ و هادِئٌ.. ماذا حَدَثَ لَه؟ بله می­شناسمش… او پسر باهوش و آرامی است. چه اتفاقی برای او افتاده است؟.

أجابَ سجّادٌ: هو رَقَدٌ فی المُستَشفی؛ تَصادَم بِالسیّارَه: سجاد پاسخ داد: او در بیمارستان بستری شده است.. با ماشین تصادف کرد.

حَدَثَ التَصادُم أمامی: تصادف در برابر من اتفاق افتاد

عِندما شاهَدتُه علی الرّصیفِ المُقابِل نادَیتُه: وقتی او را در پیاده­روی روبرویی دیدم صدایش زدم.

فَعَبَر الشّارعَ فُجأه و ما نَظَرَ إلی الیَسار و الیَمین: (با صدا زدن من) او هم به یکباره از خیابان عبور کرد ولی به چپ و راست خود نگاه نکرد.

إقتَرَبت سیّاره منه و صَدَمَته: ماشینی به او نزدیک شد و با او برخورد کرد (او را زیر گرفت).

قالَ أبوه: «کَیفَ حالُه الآنَ».: پدرش گفت: «الان حالش چه طور است؟».

قالَ سجّادٌ: «هو بِخَیرٍ.. کانَت سُرعَه السیّاره قَلیلَهً»: سجاد گفت: او خوب است.. سرعت ماشین کم بود.

فی الیَوم التالی طَلَبَ المُدرّسُ من تلامیذِه کِتابَهَ قَوانینِ المُرورِ فی صَحیفَه جِداریّه: در روز بعد معلم از دانش­آموزان خود خواست تا مقررات راهنمایی و رانندگی را بر روی یک روزنامه دیواری بنویسند.

ثُمَّ طَلَبَ مُدیرُ المَدرِسَهِ مِن إدارهِ المُرورِ شَرحَ إشاراتِ المُرورِ فی المَدرسَهِ: سپس مدیر مدرسه از اداره راهنمایی و رانندگی خواست تا علایم راهنمایی و رانندگی را در مدرسه شرح و توضیح دهند.

جاءَ شُرطیُّ المُرورِ و شَرَحَ الاشاراتِ اللّازمه للتّلامیذِ و أمَرَهُم بالعبور مِن مَمَرِّ المُشاهِ: پلیس راهنمایی و رانندگی آمد و علامت­های لازم را برای دانش­آموزان توضیح داد و به آنان دستور داد تا از گذرگاه پیاده  عبور کنند.

کَتَبَ التّلامیذُ صَحیفَه جِداریّه وَ رَسَموا فیها علاماتِ المرورِ وَ شَرَحوا مَعانیها: دانش­آموزان روزنامه دیواری نوشتند (تهیه کردند) و علایم راهنمایی و رانندگی را بر آن رسم کردند و معانی آن­ها را توضیح دادند.

السّیرُ فی هذا الطریقِ ممنوعٌ: عبور از این راه ممنوع است.

الدَّوَرانُ علی الیَمینِ ممنوعٌ: گردش به راست ممنوع.

الدَّوَرانُ علی الیَسارِ ممنوعٌ: گردش به چپ ممنوع.

العُمّالُ یَعمَلونَ: کارگران مشغول کارند.

تَقتَرِب مِنَ المَطعَمِ: به رستوران نزدیک می­شوید.

مَمرُّ المُشاهِ: محل عبور عابر پیاده.

درستی یا نادرستی گزینه­های زیر را بر اساس متن درس مشخص کنید: فاطمه بسم الله:

فاطمه:

  1. کانَ موضوعُ الصّحیفَهِ الجداریّهِ قَوانینَ المُرورِ: (موضوع روزنامه دیواری مقررات راهنمایی و رانندگی بود). – صحیح.
  2. رَقَدَ حُسینٌ فی مُستوصفٍ قَریبٍ من بَیتِه: (حسین در درمانگاهی نزدیک خانه­شان بستری شد). – غلط.
  3. رَجَعَ سَجّادٌ إلی بَیتِه مَسروراً: (سجاد با خوشحالی به خانه خود بازگشت). – غلط .
  4. اٌسرهُ سَجّادٌ ما عَرَفَت حُسیناً: (خانواده سجاد حسین را نشناخت). – غلط .
  5. کانَت سُرعَهُ السیّارهِ قَلیلَهً: سرعت ماشین کم بود. – صحیح .

 

 

یه عبارتی تو صفحه ۲۰ است که از ما خواسته ترجمه‌­اش کنیم:

«یا صانِعَ کلَّ مَصنوعٍ، یا خالِقَ کلِّ مخلوقٍ»: «ای سازنده­ی هر ساخته­ شده­ای و ای آفریننده­ی هر آفریده شده­ای».

التمرین الأول: حروف اصلی و ترجمه­ی کلمات زیر را بنویسید. رضا شروع کن.

رضا:

عابد / مَعبود: حروف اصلی: ع – ب- د. عابد: عبادت کننده. معبود: عبادت شونده.

فاتح / مفتوح: حروف اصلی: ف – ت – ح. فاتح: گشاینده. مفتوح: گشوده شده.

کاتب / مکتوب: حروف اصلی: ک – ت – ب. کاتب: نویسنده. مکتوب: نوشته شده.

ضارب / مضروب: حروف اصلی: ض – ر – ب. ضارب: زننده. مَضروب: زده شده.

خادم / مَخدوم: حروف اصلی: خ – د – م. خادم: خدمت کننده. مخدوم: خدمت شده.

شاهد / مَشهود: حروف اصلی: ش – ه – د . شاهد: بیننده. مَشهود: دیده شده.

هدی تمرین دوم رو بخون. تنها کاری که باید بکنی وزن هر کلمه رو براش بنویس.:

التمرین الثانی:

خ ر ج: أخرَجَ: أفعَل – یُخرِجُ: یُفعِلُ.

س ل م: سَلّمَ: فَعَّلَ – یُسَلِّمُ: یُفَعِّلُ.

ع م ل:تَعامَلَ: تَفاعَلَ – یَتَعامَلُ: یَتَفاعَلُ.

ع ل م: تَعَلَّمَ: تَفَعَّلَ – یَتَعَلَّمُ: یَتَفَعَّلُ

خ د م: إستَخدَمَ: إستفعَلَ – یَستَخدِمُ: یَستَفعِلُ.

س ف ر: سافَرَ: فاعَلَ – یُسافِرُ: یُفاعِلُ.

ک س ر: إنکَسَرَ: إنفَعَلَ – یَنکَسِرُ: یَنفَعِلُ.

ش غ ل: إشتَغَلَ: أفتَعَلَ – یَشتَغِلُ: یَفتَعِلُ.

بسیار عالی…

التمرین الثالث:

 پرسش­ها و پاسخ­های مربوط به هم را به یکدیگر وصل کنید:

  1. قَوانینُ المُرورِ (مقررات راهنمایی و رانندگی):

قَواعِدُ السِّیر و المُرورِ فی الشّوارعِ و الطُّرقِ. ( قواعد تردد و حرکت در خیابان­ها و راه­ها).

  1. المُستَشفی (بیمارستان):

مَکانٌ مُجهَّزٌ لِفَحصِ المَرضی: (مکانی مجهز برای معاینه بیماران).

  1. الرّصیف (پیاده رو):

جانِبٌ مِنَ الشّارعِ لِمُرورِ النّاس: (بخشی از خیابان برای عبور مردم).

  1. الصَّحیفه (روزنامه):

أوراقٌ فیها أخبارٌ و مَعلوماتٌ أخری: (برگه­هایی محتوی اخبار و اطلاعات دیگر).

  1. البُکاء (گریه):

جَرَیانُ الدّموعِ مِنَ الحُزنِ: (جاری شدن اشکها به خاطر اندوه و غم).

 

رسیدیم به مبحث شیرین ضمایر مذکر و مونث.. از چشای زینب معلومه بال بال میزنه برا حل این تمرین!!

زینب:

التمرین الرابع: جاهای خالی را با کلمات داده شده پر کنید:

من: أنا

تو (یک پسر): أنتَ                          تو (یک دختر): أنتِ

او (یک پسر): هوَ                          او (یک دختر): هی

 

ما : نحن 

شما (دو پسر): أنتما                          شما (دو دختر): أنتما

شما (پسران): أنتم  (برای بیش از دو نفر)       شما (دختران): أنتنّ (برای بیش از دو نفر)

ایشان (دو پسر): هُما                        ایشان (دو دختر): هُما

ایشان (پسران): هُم (برای بیش از دو نفر)              ایشان (دختران): هُنّ (برای بیش از دو نفر). 

 

التمرین الخامس دست فاطمه رو می­بوسه:

فاطمه: التمرین الخامس: در جاهای خالی از کلمات داده شده استفاده نمایید. (یک کلمه اضافی است).

 التّالی (بعد) – جِداریه (دیواری) – تَصادمَتا (با هم تصادف کردند) – تِلمیذٌ (دانش آموز) – الدّموع (اشک­ها) – حَدَثَ (اتفاق افتاد).

  1. یا زمیلی، ما بِکَ؟ لِمَ أنتَ حَزینٌ؟ ماذا حَدَثَ؟ (همکلاسی من، به تو چه شده؟ برای چه ناراحتی؟ چه اتفاقی افتاده؟.

 

  1. التّلامیذُ مَشغولون بَتَهیئه صَحیفَه جِداریه. (دانش­آموزان مشغول تهیه روزنامه دیواری هستند).

 

 

  1. أخی تِلمیذٌ فی الصّفّ السادس الابتدائی: (برادرم دانش آموز کلاس ششم ابتدایی است).

 

 

  1. السیّارَتانِ تَصادَمَتا أمامَ بابِ المَصنَعِ: دو ماشین جلوی در کارخانه با هم تصادف کردند).

 

 

  1. الدّموعُ جاریّه علی وَجهِ الطِّفلَه: اشکها بر چهره دخترک جاری است.

پس معلوم میشه که کلمه اضافی همون: التّالی هستش.

 

التمرین السادس: کدام کلمه از نظر معنا با سایر کلمات «ناهماهنگ» است؟

  1. هادئ (آرام) – سیّاره (ماشین) – سَفینَه (کشتی) – طائره (هواپیما).

 

  1. شارِع (خیابان) – ساحَه (میدان) – خاتَم (انگشت) – رَصیف (پیاده رو).

 

  1. أکَلَ (خورد) – رأی (دید) – شاهَدَ (دید) – نَظَرَ (نگاه کرد).

 

  1. ماء (آب) – شراب (نوشیدنی / شراب) – شای (چای) – جار (همسایه).

 

  1. یَد (دست) – لِسان (زبان) – سنّ (دندان) – نادی (صدا کرد).

 

تمرین بعدی رو علی حل کنه:

علی : باز طبق معمول سختها به منِ بدبخت افتاد..

 التمرین السابع: آیات و احادیث زیر را ترجمه کنید. سپس کلماتی بر این وزن­ها در آن­ها بیابید:

فاعِل: عالِم                              یفعُلُ: یَستُرُ                                فَعالَه: سَعاده / شَقاوَه

فِعل: عِلم                                  فِعال: عِباد

 

  1. مِن سَعادَه ابنِ آدَمَ حُسنُ الخُلقِ و مِن شَقاوَه ابنِ آدَمَ سوء الخُلقِ: از سعادت فرزند آدم خوش خلقی، و از بدبختی فرزند آدم بد خلقی است.

 

  1. شَرَفُ المَرء بِالعِلمِ وَ الأدبِ لا بالأصلِ و النَّسبِ: شرف مرد به علم و ادب اوست نه به اصل و نسب او.

 

 

  1. إنّ أحبّ عِبادِ الله إلی الله أنصَحَهُم لِعِبادِه: قطعا دوست داشتنی­ترین بندگان در نزد خدا، اندرزگوترین آنان برای بندگان اوست.

 

  1. حُسنُ الأدَبِ یَستُرُ قُبحَ النّسَبِ: حسن ادب، زشتی نسب را می­پوشاند.

 

  1. إنّ الله عالِمُ غَیبِ السّماواتِ و الأرضِ: خداوند دانای غیب آسمان­ها و زمین است.

 

بسیار عالی… مرسی علی.. حالا تمرین بعدی رو هدی خانوم حل می­کنه:

هدی: چشم آقا.. ما مثه بعضیا نیستیم که بترسیم و نق بزنیم!!!

علی: یه چیز میگما….

هدی: برو جوجه!!

إإإإإ؟؟ باز که دارید رو سر و کله هم می­پرید؟؟ عجب بچه­هایی هستید شما!! هدی تمرین هشتم رو بخون.

 

هدی: التمرین الثامن:

متن زیر را بخوانید و سپس پاسخ پرسش­های آن را بیابید:

 

أنا طالِبٌ فی الصّفّ التاسِعِ: من دانش­آموز کلاس نهم هستم

إسمی إسحاق: نام من اسحاق است

لی أختان: مَهدیم و لالین: من دو خواهر دارم: مهدیم و لالین

هُما صَغیرَتانِ فَلا تَذهَبانِ إلی المَدرِسَه: آن دو کوچکند و به همین خاطر به مدرسه نمی­روند.

وَ عِندی أخَوان: من دو برادر هم دارم.

هاشِمٌ و جَوادٌ: هاشم و جواد.

هاشِمٌ أکبَرُ أولادِ الأسرَه: هاشم بزرگترین فرزند خانواده است.

إنِّه تَخَرَّجَ مَنَ المَدرِسهِ وَ الآنَ هوَ حَلوانیٌّ: او از مدرسه فارغ­التحصیل شد و الان شیرینی فروش است.

جَوادٌ فی الصّفِّ السابِعِ: جواد کلاس هفتم است.

نَحنُ فی مَدینهِ «سراوان» فی مُحافِظَهِ «سیستان و بلوشستان»: ما در شهر «سراوان» استان «سیستان و بلوچستان» هستیم.

 

  1. لِماذا لا تَذهَبُ مَهدیم وَ لالین إلی المَدرسَهِ؟ لأنّهُما صَغیرَتانِ.
  2. ما إسمُ أکبَرِ البَنینِ فی الإسره؟ هاشِم أکبَرُ البنین فی الأسرَه.
  3. مَن تَخَرَّجَ مِنَ المَدرِسَه؟ هاشِمٌ تَخَرَّجَ مِنَ المَدرِسَه.
  4. مِن أینَ هذه الأسرَه؟ مِن مَدینَه سروان فی مُحافِظَه سیستان و بلوشستان.
  5. فی أیّ صَفٍّ إسحاقُ؟ إسحاقُ فی الصّفّ التّاسعِ.
  6. کَم أختاً لإسحاقَ؟ لإسحاقَ أختان: مَهدیم و لالین.

مرسی هدی… تمرین بعدی رو که جدوله من حل میکنم تا یه حدیث از امام علی رو از دل رمز جدول به دست بیاریم:

التمرین التاسع: با استفاده از کلمات زیر جدول را حل کنید و رمز را به دست آورید:

  1. ناگهان: فُجأهً
  2. نقاشی می­کنند: یَرسُمنَ
  3. بیمارستان: مُستَشفی
  4. افتادی: وَقَعتَ
  5. نقره: فِضَّه
  6. صدا زدید: نادیتُم
  7. دانش­آموزان: تلـامیذ
  8. ماهی­ها: أسماک
  9. خواهران: أخَوات
  10. صحبت کردن: تَکَلُّم
  11. تصادفات: تَصادمات
  12. نزدیک شدی: إقتَربتَ
  13. گریه کردن: بُکاء
  14. نگاه می­کنید: تَنظُرونَ
  15. برادران: إخوه
  16. شکوفه­ها: أزهار
  17. ورزشگاه­ها: ملـاعب
  18. رنگ­ها: ألوان
  19. اندرزگوترین: أنصَح
  20. هشدار دادید: حَذَّرتُما
  21. غمگین: حَزینَه
  22. ماشین­ها: سَیّارات
  23. بدبختی: شَقاوَه.

 

حدیث امام علی و رمز جدول: «فی سِعه الأخلاقِ کُنوزُ الأرزاقِ»: «در گشودگی اخلاق، گنج­های روزی قرار دارد».

آخرین تمرینمون تمرین «نور السَّماء» است.. با هم این آیات آسمانی رو می­خونیم و ترجمه می­کنیم:

  1. «مَن آمَنَ بِاللهِ وَ الیَومِ الآخِرِ وَ عَمِلَ صالِحاً فَلَهُم أجرُهُم عِندَ رَبِّهِم»: {هر کس به خدا و روز واپسین ایمان بیاورد و کار نیک انجام دهد پس اجر و مزد آنان نزد پروردگارشان خواهد بود}.

 

  1. «یا أیّها الّذینَ آمَنوا لِمَ تَقولونَ ما لا تَفعَلونَ»: {ای کسانی که ایمان آورده­اید چرا می­گویید آنچه را که به آن عمل نمی­کنید؟}.

 

  1. «لَقَد کانَ لَکُم فی رَسولِ اللهِ أسوَهٌ حَسَنهٌ»: {قطعا برای شما، رسول خدا الگویی نیکو می­باشد}.

 

  1. «إذا سألَکَ عِبادی عَنّی فإنّی قَریبٌ»: {آن گاه که بندگانم از تو درباره من پرسیدند (به آنان بگو) که من بسیار نزدیکم).

 

  1. «یَرفَعُ اللهُ الّذینَ آمَنوا مِنکُم»: {خدا کسانی از شما را که ایمان آورده­اند بالا می­بَرَد}.

 

آخرین فعالیت کلاس هم تهیه یک روزنامه دیواری هست که دیگه زحمت اونو خودتون بکشید!!! فعلا تا جلسه بعد خدا نگهدارتان… .