عربی نهم- درس1-

به اشتراک بگذارید


 

تدریس درس 1 فارسی نهم
درس 1 فارسی نهم


درس 1

دست در دست هم تا به پایان راه

دانش­ آموز عزیز…. سلام

در ابتدا ورود شما به مرحله جدید تحصیل رو تبریک میگم و امیدوارم که تا پایان این راه همچنان استوار و محکم ادامه بدین. من ابوالفضل کریمی هستم از تهران.. اسم شما چیه؟ اسمتونو بهم می­گید: محمد … علی …. رضا… فاطمه… زینب… هدی … میخندی؟ ای شیطون.. ولی من عاشق این خنده های شما هستم. حالا چی بگیم؟؟ آهان… نظرتون درباره درس عربی چیه؟؟ ………. چیه می­بینم که سگرمه بعضیا تو هم شد!!! چی؟ سخته؟…. اذیتتون میکنه؟ ….راحته؟ آفرین به تو… حالا نگران نباشید من که نمردم!!! اومدم که با هم این راه رو تا ته خط بریم… تا ته ته تهش… اصلا هم نگرانی و ترس نداره.. عربی رو با هم مثه چند تا دوست کنار هم و پا به پای هم یاد میگیریم و جلو میریم… باشه؟؟؟  حالا هر که مردشه بسم الله… .

دروس سال هفتم و هشتم رو من توفیق نداشتم خدمت شما عزیزان باشم ولی اشکال نداره در درس اول کتاب جدید با هم مرور میکنیم همه اون چیزایی رو که دو سال قبل یاد گرفته‌­اید. ابتدا از متن درس جدید شروع میکنیم و با هم با استفاده از معجم درس متن صفحه 2 کتاب رو ترجمه میکنیم. صفحه 2 رو باز کنید: ابتدا متن زیر رو با هم روخوانی میکنیم.. وقتی با هم می خونیم به حرکات کلمات دقت کنید:

یَبتدئُ العامُ الدراسيُّ الجَدیدُ. یَذهَبُ الطُلّابُ و الطّالِباتُ إلی المَدرِسَة بِفَرحٍ؛ هُم یَحمِلونَ حَقائبَهُم؛ الشَّوارِعُ مَملوءةٌ بِالبَنینَ وَ البَناتِ. یَبتدئُ فَصلُ الدُّراسَةِ وَ القراءةِ وَ الکتابةِ و فصلُ الصداقةِ بَینَ التَّلامیذِ.

آفرین… مرسی… روال کار رو که می­دونید… 5 نمره فعالیت شفاهی به همین روخوانی و مکالمه اختصاص داره… حالا اگه پایه باشید با هم شروع کنیم متن رو ترجمه کنیم.. اول ترجمه قسمت­های رنگی متن رو شروع می­کنیم… خب با استفاده از معجمی که بالای همین صفحه­ است  معنی این قسمت­های رنگی چی میشه؟

علی: آقا ما بگیم؟

بفرما.

علی: آقا یَبتدئُ العامُ الدراسيُّ معنیش این میشه که : سال تحصیلی جدید شروع می­شود.

آفرین.. معنی ِالبَنینَ چی میشه؟

هدی: آقا ِالبَنینَ یعنی پسرها. التَّلامیذِ هم معنیش میشه دانش آموزان.

آفرین .. کاملا درسته… حالا سراغ کل متن میریم: دقت کنید لطفا:…

یَبتدئُ العامُ الدراسيُّ الجَدیدُ: سال تحصیلی جدید شروع می­شود.

یَذهَبُ الطُلّابُ و الطّالِباتُ إلی المَدرِسَة بِفَرحٍ: دانش­آموزان دختر و پسر با خوشحالی به مدرسه می­روند.

هُم یَحمِلونَ حَقائبَهُم: آنان کیفهایشان را حمل می­کنند.

الشَّوارِعُ مَملوءةٌ بِالبَنینَ وَ البَناتِ: خیابان­ها پر از پسران و دختران است.

 یَبتدئُ فَصلُ الدُّراسَةِ وَ القراءةِ وَ الکتابةِ و فصلُ الصداقةِ بَینَ التَّلامیذِ: فصل تحصیل و خواندن و نوشتن و فصل دوستی میان دانش­آموزان شروع می­شود.

خب چه طور بود؟

زینب: آقا خیلی راحت بود فقط تنها کلمه سختش ِالبَنینَ بود که اونم هدی گفتش معنیش میشه: پسرها.

حالا با هم بریم سراغ شعر صفحه 3…

فاطمه: آقای کریمی من یه سوال داشتم.

دو تا بپرس..

فاطمه: اهلا و سهلا یعنی چی؟ چون اول درس اومده پرسیدم.

اهلا و سهلا یعنی: خوش آمدید.. سوال خوبی کردی.. دقت کرده باشی اول کتاب دو جمله متفاوت اومده… اول میگه:  أیُّتَهَا الطّالِبَاتُ أهلاً وَ سَهلاً بِکُنَّ یعنی ای دانش­آموزان دختر خوش آمدید. در دومی میگه که: أیُّهَا الطُّلَّابُ أهلاً وَ سَهلاً بِکُم یعنی: ای دانش­آموزان پسر خوش آمدید.

حالا صفحه 3 رو بیارید…. در این صفحه یک شعر عربی خوشگل آورده شده که فکر کنم خوشتون بیاد. با شعر که میونه­تون خوبه؟ فاطمه تو شروع کن:

أبدَأُ بِإسمِ اللهِ کَلامِي                  أذکُرُ رَبِّي عِندَ قِیامِي

أبدَأُ بِإسمِ اللهِ دُروسِي               أذکُرُ رَبِّي عِندَ جُلوسِي

أقرَأُ بِإسمِ اللهِ کِتابِي                  أسألُ رَبِّي حَلَّ صِعابِي

مَکتَبُنَا نُورٌ وَ حَیَاةٌ                  فیهِ دُعَاءٌ فیهِ صَلاةٌ

فیه عُلومٌ، فیهِ کَمالٌ                 فیهِ کُنُوزٌ، فِیه جَمَالٌ

یَتَخَرَّجُ مِنهُ العُلَمَاءُ                 وَ یُدَرِّسُّ فیهِ الحُکَمَاءُ

ها کُتُبِي أنوَارُ سَمَائي               مَرحَمَةٌ، کَنزٌ کَدَوَائِي

أبدأُ بِإسمِ اللهِ أُمُوري                 فَاسمُ إلهي زَادَ سُروري

فاطمه خودت با استفاده از معجم صفحه دو بگو معنی کلمات رنگی این شعر چیه؟

فاطمه:

چشم…. قِیامِ : یعنی برخاستن

جُلوسِ : یعنی نشستن

أسألُ : یعنی می­خواهم

صِعابِ : یعنی مشکلات

یَتَخَرَّجُ : فارغ التحصیل می­شود

یُدَرِّسُّ : درس می­دهد

مَرحَمَةٌ: مهربانی

زَادَ : زیاد کرد ، زیاد شد.

آفرین بسیار عالی … حالا بیت به بیت اشعار رو روخوانی میکنیم و ترجمه­شون رو میگیم. بیت اول رو هدی تو بخون:

أبدَأُ بِإسمِ اللهِ کَلامِي                  أذکُرُ رَبِّي عِندَ قِیامِي

ترجمه: با نام خدا سخن خود را آغاز می­کنم و در هنگام برخاستنم خدا را یاد می­کنم.

أبدَأُ بِإسمِ اللهِ دُروسِي               أذکُرُ رَبِّي عِندَ جُلوسِي

ترجمه: با نام خدا درس­هایم را شروع می­کنم و در هنگام نشستنم خدا را یاد می­کنم.

حالا بیت سوم رو رضا بخونه:

أقرَأُ بِإسمِ اللهِ کِتابِي                  أسألُ رَبِّي حَلَّ صِعابِي

ترجمه: با نام خدا کتابم را می­خوانم و از خدای خود می­خواهم که مشکلاتم را حل کند.

مَکتَبُنَا نُورٌ وَ حَیَاةٌ                  فیهِ دُعَاءٌ فیهِ صَلاةٌ

ترجمه: مکتب ما نور و حیات است در آن دعا است و در آن نماز است.

بیت بعدی رو محمد بخونه:

فیه عُلومٌ، فیهِ کَمالٌ                 فیهِ کُنُوزٌ، فِیه جَمَالٌ

ترجمه: در آن علوم است، در آن کمال است در آن گنج­هاست در آن زیبایی است.

یَتَخَرَّجُ مِنهُ العُلَمَاءُ                 وَ یُدَرِّسُّ فیهِ الحُکَمَاءُ

ترجمه: علماء از آن فارغ التحصیل می­شوند و حکماء در آن تدریس می­کنند.

دو بیت مونده…. اونا رو زینب بخونه که از اول کلاس لام تا کام حرف نزده.

هدی: این زینب خیلی خجالتیه … ببین چه سرخ شده.. .

عیب نداره هم عربیش رو راه میندازیم هم روشو باز میکنیم. بخون زینب..

ها کُتُبِي أنوَارُ سَمَائي               مَرحَمَةٌ، کَنزٌ، کَدَوَائِي

ترجمه: این کتاب­هایم نور آسمان من هستند آنها رحمت و مهربانی­اند، گنجند، مانند دارویی برای من هستند.

أبدأُ بِإسمِ اللهِ أُمُوري                 فَاسمُ إلهي زَادَ سُروري

ترجمه: با نام خدا کارهای خود را شروع میکنم چرا که نام خدا شادی­ام را زیاد می­کند.

خب بچه­ها خوشتون اومد؟

هدی: آره … خیلی عالی بود

علی: اصلا هم عالی نبود من خوشم نیومد..

هدی: این از لج من این حرفا رو میزنه … تو چرا اینطوری هستی؟

علی: چطولی هستم؟؟ اصلا من با تو چیکار دارم دختر؟

باشه هر کس یه سلیقه­‌ای داره… با هم دعوا نکنید…


التمرین الأول:

ترجمه أحادیث زیر را کامل کنید:

  1. «خَیرُ النَّاسِ مَن نَفَعَ النَّاسَ».

بهترین مردم کسی است که به مردم سود برساند.

  1. «إنَّ اللهَ جَمیلٌ یُحِبُّ الجَمَالَ».

قطعا خدا زیباست و زیبایی را دوست دارد.

  1. «مَن کَتَمَ عِلماً فَکَأنَّهُ جاهِلٌ»

هر کس دانشی را پنهان کند؛ پس گویی که او جاهل است.

  1. «لا خَیرَ في قَولٍ إلّا مَعَ الفِعلِ».

هیچ خیری در سخنی نیست مگر آنکه با عمل همراه باشد.

  1. أکثَرُ خَطَایا ابنِ آدَمَ فِي لِسانِه.

بیشتر گناهان آدمیزاد در زبان او به وقوع می­پیوندد.

علی: آقای کریمی تمرین بعدی رو من بخونم؟

بفرما. ولی باید توضیح هم بدی که چرا فلان گزینه ر انتخاب میکنی!


التمرین الثانی:

  1. إنَّ الحَسَدَ یَأکُلُ الحَسَناتِ کَمَا تَأکُلُ النّارَ الحَطَبَ».

الف). به راستی که حسادت نیکی را از بین می­بَرد؛ مانند آتش که محصول را از بین می­برد. (غلط).

ب). قطعا حسادت خوبی­ها را می­خورَد، همان گونه که آتش هیزم را می­خورَد. (صحیح).

علی چرا گفتی الف غلطه؟

علی: خب معلومه.. اولا در جمله عربی «یأکُلُ» اومده که معنیش میشه می­خورَد ولی در گزینه الف ترجمه شده: از بین می­بَرد. بعد هم اینکه «الحسنات» جمع مونثه و معنیش میشه خوبی­ها نه نیکی. و آخر اینکه الحَطَب به معنای هیزمه نه محصول.

خب بعدی:

  1. «أعلَمُ النَّاسِ مَن جَمَعَ عِلمَ النّاسِ إلی عِلمِهِ».

الف). داناترین مردم کسی است که دانش مردم را به دانش خود بیفزاید. (صحیح).

ب). عالم­ترین مردم کسی است که علم خودش را از علم مردم کمتر بداند. (غلط).

علی: آقا این سوال خیلی تابلو بود چون در گزینه ب «جَمَعَ» رو که معنیش جمع کردن میشه رو خیلی بی­ ربط ترجمه کرده.

بعدی:

  1. «اَلکَلامُ کَالدَّواءِ قَلیلُهُ یَنفَعُ وَ کَثیرُهُ قاتِلٌ»

الف). سخن مثل درمان است؛ اندک آن سریع شفا می­دهد و بسیارِ آن می­کشد. (غلط).

ب). سخن مانند داروست؛ اندکش سود می­رساند و بسیارش کُشنده است. (صحیح).

آقا الف غلطه چون که الدواء رو به معنی درمان گرفته در حالی که الدواء به معنی دارو هستش. پس گزینه الف اشتباهه.

درسته علی.. الف غلطه.. ولی به نظرت جمله الف یَنفَعُ رو درست ترجمه کرده؟

علی: آقا نه…. درست ترجمه نکرده.. چون یَنفَعُ به معنی سود می­رساند است نه شفا می­دهد.

آفرین… درست گفتی ولی یه نکته رو جا انداختی.. اگه دقت کنی میبینی که یَنفَعُ رو ترجمه کرده: سریع شفا می­دهد. این ترجمه دو مشکل داره: اول اینکه یَنفَعُ به معنی شفا می­دهد نیست دوما اینکه یَنفَعُ توش معنی سریع نیست. حالا بعدی:

  1. «إنّ حَوائِجَ النّاسِ إلیکُم نِعمَةٌ مِنَ اللهِ».

الف). قطعا نیازهای مردم به شما نعمتی از خداوند است. (صحیح).

ب). حتما رفع نیاز مردم از نعمت­های خداوند است. (غلط).

آقا گزینه (ب) غلطه چون که حَوائِجَ جمع مکسر و به معنی نیازهاست ولی گزینه (ب) اونو مفرد ترجمه کرده.. بعد از اون طرف هم  نِعمَةٌ که مفرده رو به اشتباه جمع ترجمه کرده. ضمن اینکه ترجمه إلَیکُم رو هم جا انداخته.

مرسی علی. حالا آخری رو رضا جون تو بخون:

  1. «الغَریبُ مَن لَیسَ لَهُ حَبیبٌ».

الف). غریب کسی است که دوستی ندارد. (صحیح).

ب). غریب آن کسی است که با دوستش رابطه خوبی ندارد. (غلط).

آقا گزینه (ب) اشتباهه چون لَیسَ رو که معنیش میشه: نیست درست ترجمه نکرده. ضمن اینکه در متن عربی چیزی درباره رابطه خوب نیومده.

آفرین.. حالا بریم سراغ تمرین بعدی:

هدی: آقای کریمی خسته شدیم چقدر درس میدید؟!

علی: آره راست میگه.. خسته شدیم…

ببخشید دیگه!!! حالا یه ده دقیقه استراحت کنید تا تمرین بعدی رو شروع کنیم.. .


التمرین الثالث

به فارسی ترجمه کنید:

  1. «یَسجُدُ لَهُ مَن فِي السَّمَاواتِ وَ مَن فِي الأرضِ وَ الشّمسُ وَ القَمَرُ وَ النُّجُومُ وَ الجِبَالُ وَ الشَّجَرُ»

ترجمه فارسی: برای او هر آنکه در آسمان­ها و زمین است و نیز خورشید و ماه و ستارگان و کوه­ها و درخت؛ سجده می­کنند.

  1. «إنّی رَأیتُ أحَدَ عَشَرَ کُوکَباً وَ الشَّمسَ وَ القَمَرَ رَأیتُهُم لِي سَاجِدینَ».

ترجمه فارسی: یقینا من 11ستاره و خورشید و ماه را دیدم که به من سجده می­کردند.

  1. «إنَّ اللهَ لا یَظلِمُ النَّاسَ شَیئاً وَ لکِنَّ النَّاسَ أنفُسَهُم یَظلِمونَ».

ترجمه فارسی: بی­تردید خدا ذره­ای به مردم ستم نمی­کند ولی آنان خود، به خود ستم می­کنند.

  1. «اَلعِلمُ خَیرٌ مِنَ المَالِ. اَلعِلمُ یَحرِسُکَ وَ أنتَ تَحرِسُ المَالَ».

ترجمه فارسی: دانش بهتر از مال و ثروت است. دانش از تو پاسداری می­کند ولی تو از مال و ثروت پاسداری می­کنی.

  1. «لِکُلَّ شَیءٍ طَریقٌ وَ طَریقُ الجَنَّةِ اَلعِلمُ».

ترجمه فارسی: هر چیزی راهی دارد و راه بهشت علم و دانش است.

بسیار عالی.. التمرین الرابع رو خودم میخونم:


التمرین الرابع:

فعل­های ماضی و مضارع را در آیات زیر معلوم کنید: بچه­ها دقت کنید در این آیات هم فعل­های ماضی و مضارع رو معلوم    می­کنیم هم برای قویتر شدن ترجمه شما ترجمه­شون رو هم ذکر می­کنیم:

  1. «إنَّ اللهَ یَغفِرُ الذُّنوبَ جَمیعاً»: یَغفِرُ(می­بخشاید): فعل مضارع برای سوم شخص مفرد و مذکر

ترجمه: به یقین خداوند همه گناهان را می­بخشاید.

  1. «ماظَلَمناهُم وَ لکِن ظَلَمُوا أنفُسَهُم»: ماظلمناهم (ستم نکردیم): فعل ماضی برای اول شخص جمع است که بعد از آمدن ما بر سر آن منفی شده است. ظلموا (ستم کردند): فعل ماضی برای سوم شخص جمع و مذکر.

ترجمه: ما به آنان ستم نکردیم ولی آنان خود به خود ستم کردند.

  1. «ضَرَبنا لِلنّاسِ في هذَا القُرآنِ مِن کُلِّ مَثَلٍ»: ضَرَبنا (زدیم): فعل ماضی برای اول شخص جمع.

ترجمه: در این قرآن برای مردم از هر مثلی زدیم.

  1. «ألا إنَّ وَعدَ اللهِ حَقٌّ وَ لکِنَّ أکثَرَهُم لا یَعلَمونَ»: لا یَعلَمونَ: (نمی­دانند): فعل مضارع برای سوم شخص جمع و مذکر است که با آمدن لا بر سر آن منفی شده است.

ترجمه: آگاه باشید که وعده خداوند حق است ولی اکثر آنان نمی­دانند.

  1. «لا یَعلَمُ مَن في السَّماواتِ وَ الأرضِ الغَیبَ إلّا اللهُ»: لا یَعلَمُ (نمی­داند): فعل مضارع برای سوم شخص مفرد و مذکر که با مثل دیگر فعل­های مضارع با گرفتن لا منفی شده است.

ترجمه: در آسمان­ها و زمین جز خدا کسی غیب نمی­داند.

خب تمرین بعدی…

هدی: آقا تعطیل نمی­ کنید.. خسته شدیم به خدا!!

این دیگه آخرین تمرین این جلسه است.. بعدش راحت میشید از دست من… هدی تو که اینقدر بی­تابی می­کنی برای رفتن خودت این تمرینو بخون..


التمرین الخامس

ترجمه ناقص را کامل کنید:

  1. « لَکُم فیها فَواکِهُ کَثیرَةٌ وَ مِنها تَأکُلُونَ»:

برای شما در آن  میوه­های بسیاری هست و از آن می­خورید.

هدی شکر بین کلامت.. می­تونی بگی تأکلون چه جور فعلیه؟ ماضی یا مضارع و این حرفا؟

هدی: اگه اشتباه نکنم تأکُلونَ مضارع هستش… قبلش هم لا نیومده پس منفی نیست.. از ترجمه هم معلومه که برای جمع مذکر یا همون دوم شخص جمع خودمونه..

آفرین … کاملا براوو.. حالا ادامه بده هدی جان!

هدی: 2. «یَضرِبُ اللهُ الأمثالَ لِلنّاسِ وَ اللهُ بِکُلِّ شَیءٍ عَلیمٌ».

خداوند برای مردم مثل­ها می­زند و خداوند به هر چیزی آگاه است.

  1. «ألا إنَّ أولِیاءَ اللهِ لا خَوفٌ عَلَیهِم وَ لا هُم یَحزَنونَ».

ترجمه: هان، قطعا دوستان خدا نه ترسی بر ایشان هست و نه اندوهگین می­شوند.

  1. «اَلَّذینَ یَجعَلونَ مَعَ اللهِ إلهاً آخَرَ فَسَوفَ یَعلَمونَ»:

ترجمه: کسانی که همراه خدا خدایی دیگر قرار می­دهند به زودی خواهند دانست.

هدی چرا گفتی به زودی خواهند دانست؟

هدی: آقا به خاطر همون سوف که سر فعل مضارع یعلمون اومده..

آفرین.. بچه­ها دقت کنید یعلمون یک فعل مضارع هستش… فعلهای مضارع هم خوبه که بدونید وقتی سرش س یا سوف بیاد هم معنی آینده میدند و هم اینکه در ترجمه­اش از کلماتی مانند: به زودی استفاده می­کنیم.

سلام بچه­ها….

خب جلسه قبل تا تمرین پنجم حل کردیم. امروز به امید خدا باقی تمرینها رو پیش می­ریم. صفحه 7 رو بیارید… التمرین السادس: کدام فعل از نظر زمان با بقیه فعل­ها ناهماهنگ است؟ فاطمه شروع کن.

فاطمه:

 1: جَعَلَتا (قرار دادند آن دو زن) – یَسمَحانِ (می­بخشند آن دو مرد) – تَقطَعانِ (قطع می­کنید شما دو مرد) – نَهرُبُ (فرار می­کنیم ما).

آقا جَعَلَتا با بقیه فرق داره چون این یه فعل ماضیه ولی بقیه همشون افعال مضارع هستند.

  1. أخَذتُم (گرفتید شما مردان) – أسمَعُ «می­شنوم من» – أمَروا «دستور دادند آن مردان» – أکلنا «خوردیم ما».

اینجا هم که تابلوئه… أسمَعُ یه فعل مضارع و برای زمان حاله ولی اون سه تای دیگه همشون فعل ماضی­اند و به گذشته اختصاص دارند.

  1. جَلبتُ «جلب کردم من» – یَجمَعُ «جمع می­کند او یک مرد» – کَتَما «پنهان کردند آن دو مرد» – جَلَسوا «نشستند آن مردان».

یَجمَعُ اینجا با بقیه فرق داره چون که یه فعل مضارع هستش ولی بقیه همشون فعل ماضی­اند.

  1. نَحرُسُ «نگهبانی می­کنیم ما» – حَصَدتِ «درو کردی تو یک زن» – تَخدِمینَ «خدمت می­کنی تو یک زن»- یَخلُقُ «خلق می­کند او یک مرد».

اینجا هم همه فعل­ها مضارعند به جز فعل حَصَدتِ که از معنیش هم مشخصه که ماضی هستش.

  1. تَطرُقنَ «در می­زنید شما زنان» – شَرَحا «شرح دادند آن دو مرد» – صَنَعتُنَّ «ساختید شما زنان» – صَعَدنَ «صعود کردند آن زنان».

آقا اینجا هم تَطرُقنَ برخلاف بقیه افعال، فعل مضارع هستش.

آفرین فاطمه… خیلی خوب اومدی این تمرینو… حالا تمرین بعدی رو رضا بخونه..

رضا: التمرین السابع:

کدام فعل به صورت مناسب ضمیر داده شده است؟

  1. هم (آن­ها مردان): صَبَرتُم – عَبَرتُنَّ – عَرَفوا – عَلِمنا

آقا هُم (آن­ها مردان) برای سوم شخص جمع و مذکر هستش برا همین تنها فعلی که مناسب این ضمیره همون فعل عَرَفوا است.

  1. أنتُم (شما مردان): یَعیشونَ – تَظلِمونَ – یَطبُخنَ- تَضحَکینَ

اینجا أنتُم (شما مردان) ضمیره برا دوم شخص جمع و مذکر، پس از بین این فعل­ها تنها فعلی که برا دوم شخص جمع و مذکره همون فعل تَظلِمونَ است.

  1. نَحنُ (ما): نَغسِلُ – یَغفِرونَ – أفتَحُ – تَفتَحنَ

در اینجا نَحنُ (ما) اول شخص جمعه و برا همین تنها فعلی که باهاش همخوانی داره همون نَغسِلُ هستش.

  1. هُما (شما دو نفر): قَبِلتُما – قَرَبتُ – قَدَرنا – فَعَلَتا

چرا قَبِلتُما رو انتخاب کردی؟

رضا: آقا چون که هُما برای دوم شخص جمع و مثنی هستش و برای جمع دو نفر هستش یعنی همیشه معنی شما دو نفر رو میده حالا این دو نفر فرق نداره ممکن زن یا مرد باشند. برا همین تنها فعلی که باهاش همخوانی داره همون فعل قَبِلتُما هستش. یعنی شما دو نفر قبول کردید.

آفرین … حالا آخری رو هم بخون..

  1. هي: تَکتُمنَ – تَقذِفُ – یَکذِبانِ – نَلبَسُ

آقا اینجا هي ضمیر سوم شخص مفرد و مونث هستش.. برا همین فعل مناسب او تقذف هستش..

چرا تَکتُمنَ رو انتخاب نکردی؟

رضا: آقا چون که تَکتُمنَ مناسب أنتُنَّ هستش نه هی. یعنی باید بشه: أنتُنَّ تَکتُمنَ

بسیار عالی… هدی ادامه بده..

هدی: التمرین الثامن:

فعل­های زیر را ترجمه کنید:

ما جَلَسَ ننشست لا یَجلِسُ نمی­نشیند (او یک مرد) سَیَجلِسَ خواهد نشست (او یک مرد).
ذَهَبتُم رفتید (شما مردان) تَذهَبونَ می­روید (شما مردان) سَوفَ تَذهَبونَ خواهید رفت (شما مردان)
سَمِعنَ شنیدند (آن­ها زنان) سَمِعتُنّ شنیدید (شما زنان) ما سَمِعنا نشنیدیم ما.
یَنظُرُ نگاه می­کند (او یک مرد) نَنَظُرُ نگاه می­کنیم ما أنظُرُ نگاه می­کنم من.
صَدَقَت راست گفت (او یک زن) صَدَقتَ راست گفتی (تو یک مرد) صَدَقتُ راست گفتم من.
یَعرِفونَ می­شناسند (ان­ها مردان) تَعرِفونَ می­شناسید (شما مردان) تَعرِفینَ می­شناسی (تو یک زن).

 

هدی درباره توضیح اول توضیح می­دی چرا این شکلی ترجمه کردی؟

هدی: خب اولیش رو که خودش ترجمه کرده.. جَلَسَ یه فعل ماضیه  یعنی نشست. حالا سرش ما که بیاد میشه ما جَلَسَ یعنی ننشست. بعد یَجلِسُ یه فعل مضارعه یعنی می­نشیند. حالا سرش لا که اومده میشه لا یَجلِسُ یعنی: نمی­نشیند. بعدی هم باز همون یَجلِسُ هستش که یه فعل مضارع هستش ولی قبلش س اومده. خودتون جلسه قبل گفتید وقتی سر فعل مضارع س یا سَوفَ بیاد اون فعل معنی آینده میده پس اینجا هم سَیَجلِسُ معنیش میشه: خواهد نشست.

احسنت هدی… حالا تمرین بعدی رو خودم میخونم.

التمرین التاسع:

با توجه به تصاویر پاسخ دهید:

ماذا عَلی الشَّجَرَةِ؟ چه چیزی بر روی درخت است؟

علی: دو تا پرنده.

آفرین پس در جواب میگیم: طائرتانِ علی الشّجَرَةِ.

تصویر بعدی: هَل هذا زَمیلُکَ؟ آیا این همکلاسی توست؟ در جواب میگیم: نَعَم هو زمیلي: بله او همکلاسی من است.

أینَ ذلک الرجل؟ آن مرد کجاست؟

رضا: تو جنگله.

آفرین.. پس میگیم: هو في الغابة: او در جنگل است.

تصویر بعدی میگه: لِمَن هذا المَرقَدُ؟ این مرقد از آن کیست؟ در جواب میگیم: هذا المَرقَدُ لسعدي الشّیرازي: این مرقد سعدی شیرازی است. شیراز رفتید؟

علی: آقا من خیلی رفتم.. خاله ام اونجاست.. خیلی شهر زیباییه.

کاملا درسته.. شما هم وقت کردید حتما یه سر برید.. ضرر نمی کنید.. حالا تصویر بعدی: في أیّ عِلمٍ هذا العالِمُ مَعروفٌ؟ در چه علمی این دانشمند معروف است؟ بچه ها دقت کنید این عکس جابر بن حیان هستش که در علم شیمی شهرت داشته پس در جواب میگیم: في علم الکیمیاء: در دانش شیمی.. پس شیمی میشه: الکیمیاء.

آخرین تصویر صفحه 9 میگه: کَم کُرسِیّاً حَولَ المِنضَدَةِ؟ چند صندلی در اطراف میز است؟

هدی: آقا 4 تا .

پس میگیم: حَولَ الِمنضَدَةِ أربَعَةُ کَراسِيَّ: در اطراف میز 4 صندلی وجود دارد. بچه­ها دقت کنید کراسيّ جمع مکسر از الکرسیّ هستش.

حالا تصاویر صفحه 10 رو باز کنید… تصویر اول میگه: ماذا في هذه السّاحَةِ؟ در حیات چه چیزی هست؟ در جواب میگیم: في السّاحَةِ السَیّارةِ: در حیات یک ماشین است.

تصویر بعدی: متي تلعبن کرة المنضدة؟ شما دخترها چه زمانی تنیس بازی می­کنید؟ میگیم: بعد انتهاء الصفّ: بعد از پایان کلاس.

بعدی میگه: یا تِلمیذاتُ کَیفَ حالُکُنَّ؟ ای دانش­آموزان دختر حالتان چه طور است؟

فاطمه: مرسی، خیلی خوبیم!!!

آفرین پس میگیم: شکراً نحن بخیر یا الحمدلله نحن بخیر یعنی مرسی ما خوبیم یا خدا رو شکر حال ما خوبه.

و آخرین تصویر: بِمَ یُسافِرُ الحُجّاجُ إلی مَکّةَ المُکَرَّمَةِ؟ حاجی­ها با چه چیزی به مکه مسافرت می­کنند؟ در جواب با توجه به تصویر میگیم: یسافر الحجاج إلی مکّة المکرّمة بالطائرة: حاجیان با هواپیما به مکه مسافرت می­کنند.

حالا تمرین بعدی رو علی تو بخون. فقط دقت کن اینجا باید اعداد و فصول و روزهای هفته و وعده­های غذایی رو به ترتیب بنویسی.

علی: التمرین العاشر: در جای خالی کلمه مناسب بنویسید:

  1. واحِد / إثنانِ / ثَلاثَة / أربَعَة / خَمسَة / سِتَّة / سَبعَة / ثَمانیَة / تِسعَة / عَشَرَة / أحَدَ عَشَرَ / إثنا عَشَرَ. (یک، دو، سه، چهار،…. یازده، دوازده).
  2. ألأوَّل / الثّاني / الثّالِث / الرّابِع / الخامِس / السّادِس / السّابِع / الثّامِن / التّاسِع / العاشِر / الواحِد عَشَرَ / الثّاني عَشَرَ.(یکم، دوم، سوم، چهارم،… یازدهم، دوازدهم).
  3. السَّبت / الأحَد / الإثنَین / الثُّلاثاء / الأربِعاء / الخَمیس / الجُمعَة. (شنبه / یکشنبه / دوشنبه / سه شنبه / چهارشنبه / پنج شنبه / جمعه).
  4. الرّبیع / الصَّیف / الخَریف / الشتاء. (بهار / تابستان / پاییز / زمستان).

قبل اینکه علی ادامه بده یاد یه شعر از سعدی شیرازی افتادم که توش نام دو فصل عربی اومده. سعدی میگه: عمر گرانمایه در این صرف شد                    تا چه خورم صیف و چه پوشم شتا

حالا علی ادامه بده. بعدی درباره وعده­های غذاییه.

علی: الفُطورُ في الصّباح / الغداء في الظهر / العِشاء في اللّیل.: صبحانه در صبح / ناهار در ظهر / شام در شب.

بسیار عالی… تمرین بعدی رو زینب می­خونه.. فقط به مذکر و مونث بودن ضمیر دقت کنید یعنی أنتَ مخصوص مذکر و أنتِ مخصوص مونث هستش.. شروع کن زینب

زینب: التمرین الحادی عشر:

به پرسش­های زیر پاسخ دهید:

  1. من أنتَ؟ أنأ علي        من أنتِ: أنأ زینب
  2. کَیفَ حالُکَ؟ شُکراً أنا بخیرٍ
  3. من أین أنتَ؟ أنا من تهران
  4. في أیّ صفّ أنتَ؟ (در کدام کلاس هستی؟). أنأ في الصَفِّ التاسِعِ.
  5. مَتی یَبدَأُ العامُ الدِّراسيُّ في إیران؟ (سال تحصیلی در ایران چه زمانی شروع می­شود؟). یَبدَأُ في الخَریفِ. (پاییز شروع می­شود).

آفرین… حالا تمرین بعدی.. رضا بسم الله..

رضا: التمرین الثاني عشر:

برای فعل­های زیر ضمیر مناسب انتخاب سپس هر جمله را ترجمه کنید:

  1. أنتَ تَعلَمُ: تو (یک مرد) می­دانی.
  2. هما یَضحَکانِ: آن دو مرد می­خندند.
  3. نَحنُ نَجَحنا: ما موفق شدیم.
  4. هُم یَنصَرونَ: آن مردان موفق می­شوند.
  5. أنتَ لاتَکذِبُ: تو (یک مرد) دروغ نمی­گویی.
  6. نَحنُ وَجَدنا: ما یافتیم.
  7. أنا أنظُرُ: من نگاه می­کنم.
  8. هما طَلَبَتا: آن دو زن طلب کردند.
  9. أنتُم وَصَلتُم: شما (مردان) رسیدید.
  10. أنتِ نَدِمتِ: تو یک زن پشیمان شدی.
  11. هنّ یَقدِرنَ: آن زنان می­توانند.
  12. هي قَرُبَت: او (یک زن) نزدیک شد.
  13. نَحنُ نَقطَعُ: ما قطع می­کنیم.
  14. هو ما نَفَعَ: او (یک مرد) سودی نکرد.

خب آفرین.. تمرین بعدی رو هدی حل کن..

هدی: التمرین الثالث عشر:

کدام کلمه از نظر معنایی با بقیه کلمات ناهماهنگ است؟

  1. موظفة (کارمند زن) – طبیبة (پزشک زن) – طبّاخة (آشپز زن) – حقیبة (کیف).
  2. محافظة (استان) – قریة (روستا) – مدینة (شهر) – عامل (کارگر).
  3. بنت (دختر) – أخت (خواهر) – لون (رنگ) – جَدّة (مادر بزرگ).
  4. قدم (پا) – قول (سخن) – ید (دست) – عین (چشم).
  5. بقرة (گاو ماده) – جنّة (بهشت) – فرس (اسب) – سنجاب (سنجاب).
  6. أسرة (خانواده) – قَمر (ماه) – کوکب (ستاره) – شمس (خورشید).
  7. أسبوع (هفته) – ذهب (طلا) – شهر (ماه) – سنة (سال).
  8. تفاح (سیب) – رمان (انار) – تمر (خرما) – سحاب (ابر).

 

بسیار عالی.. تمرین بعدی رو خودم می­خونم:

التمرین الرابع عشر: هر کلمه را به توضیح مناسب آن وصل کنید. «یک کلمه اضافی است».

  1. کُرَةُ القَدَمِ (فوتبال): ریاضَةٌ یَلعَبُ فیها أحَدَ عَشَرَ لاعِباً( ورزشی که در آن 11 بازیکن بازی می­کنند).
  2. المُحافَظَة (استان): ……………………………………….. .
  3. المَطعَم (رستوران): مَکانٌ یَأکُلُ فیه النَّاسُ الفَطورَ وَ الغَداءَ وَ العِشاءَ (مکانی که مردم در آن صبحانه و ناهار و شام می­خورند).
  4. المَساء (غروب): وَقتُ نِهایَةِ النَّهارِ وَ بِدایَةِ اللَّیلِ. (زمان پایان روز و آغاز شب).
  5. الغابَة (جنگل): أرضٌ واسِعَةٌ فیها أشجارٌ کَثیرَةٌ. (زمینی وسیع که در آن درختان زیادی است).
  6. الغُرابُ (کلاغ): طائِرٌ أسوَدُ اللَّونِ لَیسَ جَمیلَ الصَّوتِ. (پرنده­ای سیاه که خوش صدا نیست).
  7. الضّیف (مهمان): هو الّذی یَدخُلُ البَیتَ بِدَعوَةٍ أو بِغَیرِ دَعوَةٍ. (کسی است که با دعوت یا بی دعوت وارد خانه می­شود).

 

پس روشن میشه که تنها کلمه­ای که اضافه­ است همون المُحافَظَة به معنی استانه. حالا زینب ادامه بده که وقت تنگه:

زینب: التمرین الخامس عشر: در جای خالی یکی از کلمه­های زیر را بنویسید. (دو کلمه اضافی است):

 عَلَیکَ (بر ضد تو) / ذَهَبِهِ (طلایش) / الحَجَر (سنگ) / الجَاهِلُ (نادان) / الأمان (امنیت) / الصِّعاب (سختیها).

  1. أدَبُ المَرءِ خَیرٌ مِن ذَهَبِه (ادب مرد بهتر از طلای اوست).
  2. العِلمُ في الصِّغَرِ کَالنَّقشِ في الحَجَرِ (دانش­اندوختن در کودکی همانند نقش زدن بر روی سنگ است).
  3. نِعمَتانِ مَجهولَتانِ؛ الصِّحَّةُ وَ الأمانُ (دو نعمت ناشناخته­اند: سلامتی و امنیت).
  4. الدَّهرُ یَومانِ یَومٌ لَکَ وَ یَومٌ عَلیکَ (روزگار دو روز است روزی با تو و روزی بر ضد تو).
  5. عَداوَةُ العاقِلِ خَیرٌ مِن صِداقَةِ الجاهِلِ (دشمنی عاقل بهتر از دوستی جاهل است).

 

 

بسیار عالی.. رضا ادامه میده..

رضا: التمرین السادس عشر:

 

متضاد کلمه­های داخل جدول را در کلمات زیر پیدا کنید و بنویسید>

کَثیرٌ (زیاد) / لَیلٌ (شب) / نِهایَةٌ (پایان) / قَریبٌ (نزدیک) / جَمیلٌ (زیبا) / صِداقَةٌ (دوستی) / یَمینٌ (راست) / غالیةٌ (گران) / شِراءٌ(خریدن) / فَرِحَ (شاد و خوشحال شد) / کَذِبَ (دروغ گفت) / حارٌّ (گرم).

رَخیصَةٌ (ارزان) / غالیة (گران) بَعیدٌ (دور) / قَریبٌ (نزدیک) یَسارٌ (چپ) / یَمینٌ (راست)
بَیعٌ (فروش) / شراء (خریدن) بِدایَةٌ (آغاز) / نِهایَةٌ (پایان) بارِدٌ (سرد) / حارٌّ (گرم)
حَزِنَ (ناراحت شد) / فَرِحَ (شاد شد) قَبیحٌ (زشت) / جَمیلٌ (زیبا) صَدَقَ (راست گفت) / کَذِبَ (دروغ گفت)
قَلیلٌ (کم) / کَثیرٌ (زیاد) عَداوَةٌ (دشمنی) / صِداقَةٌ (دوستی) نَهارٌ (روز) / لَیلٌ (شب).

 

و اما آخرین تمرین.. چیه میبینم چشاتون برق خوشحالی میزنه… محمد بخون تموم شه بریم…

محمد: آخ جون…. التمرین السابع عشر:

این کلمات را در جای مناسبی از جدول بنویسید:

أوراق (برگها) / فَلّاحانِ (دو کشاورز مرد) / شَجَرَةٌ (درخت) / ریاضِیّونَ (ورزشکاران) / سَیِّداتٌ (زنان) / مُدَرِّسَتانِ (دو معلم خانم).

مفرد مونث شَجَرَةٌ
مثنای مذکر فَلّاحان
مثنای مونث مُدَرِّسَتانِ
جمع مذکر سالم ریاضّیونَ
جمع مونث سالم سَیّداتٌ
جمع مکسر أوراقٌ

 

خب بچه ها خسته نباشید… تا جلسه بعد.. .