تدریس آنلاین فارسی نهم- ستایش ۱

به اشتراک بگذارید

FacebookGoogle


 

ستایش فارسی نهم
ستایش فارسی نهم

کتاب‌های فارسی دوره متوسطه جدید با فصلی مجزا به نام ستایش آغاز می‌شوند. این فصل گرچه شماره ندارد اما جزیی از درس محسوب شده و بسیار اساسی است. هدف مولفان و تنظیم کنندگان از ایجاد این فصل یادآوری این موضوع به فراگیران است که در همه  دوران ادبیات فارسی کتاب‌های مختلف با سپاس و ستایش خداوند آغاز می‌شدند، بدون این که جزئی از محتوای اصلی کتاب باشد. در  این محتوای ستایش خداوند معمولا شاعر یا نویسنده تلاش بسیاری نشان می‌دهد تا همه هنر خود را نشان دهد، و البته گاهی زیباترین بخش کتاب همین بخش است. یک از بهترین و زیباترین مقدمه‌های ستایش خداوند دیباچه گلستان سعدی است که به امید خدا بعدتر با آن آشنا خواهید شد. اما کتاب حاضر که می‌کوشد از این رویه نیکو استفاده کند، برای ستایش ابتدا بیتی از سنایی غزنوی را ذکر نموده و در ادامه چند بیت از آغاز شاهنامه فردوسی را ذکر نموده است.

ابتدا این غزل زیبا را با صدای حسام الدین سراج بشنوید.

شعز این غزل را از هم این جا می‌توانید ببینید.

امیدوارم که شنیدن این موسیقی زیبا لذت برده باشید.

همانطور که توجه کردید خواننده این غزل کلمه ابتدایی را مَلِکا خواندند. و این خوانش صحیح است. چهار  کلمه داریم که بسیار شبیه به همند.

در فرهنگ معین آمده است

ملک malak [ع.](اِ) فرشته؛ ج ملائک (ملایک)، ملائکه(ملایکه)

ملک malek [ع.](اِ) ۱- خداوند، صاحب. ۲-صاحب ملک. ۳- شاه و پادشاه. ۴- خدای متعال.

۱- ملک melk (اِ) ۱- (پز.) نقطه‌های سفیدرنگی که گاهی بر روی ناخن‌ها می‌افتد. ۲- (پز) سفیدک عقب ناخن‌ها که به شکل هلالی در بن ناخن‌ها جای دارد. این سفیدک در محلی است که بلافاصله پس از آن کمی در زیر پوست ریشه ناخن قرار دارد؛ سپیدی ناخن، ماهک.

۲- ملک melk [ع] ۱- (مص م.) به تصرف در آوردن. ۲- (اِ) آن چه در تصرف شخص باشد. ۳- زمین متعلق به شخص؛ ج املاک

ملک molk [ع] (اِ.) ۱- بزرگی و عظمت. ۲- سلطه، تسلط ۳- پادشاهی. ۴- کشور، مملکت، ولایت. ۵- (تصـ .)عالم شهادت (ابن العربی) یعنی عالم محسوسات طبیعی (تاریخ تصوف. دکتر غنی. ۶۵۶)

برای دیدن معنی کلمه ملک در فرهنگ لغت دهخدا و دیگر فرهنگ‌ها این جا را کلیک کنید.

همانطور که خواندید و توجه کردید دومین کلمه خداوند، خدای متعال معنا می‌دهد و برای منظور ما بسیار مناسب است. و خواننده نیز همین را بیان کرد. 

نکته دیگری که باید به آن توجه کنیم کلمه ملک آیه مالک یوم الدین را یادآوری می‌کند. زیرا خداوند مالک و صاحب اختیار روز قیامت است و در آن روز همه  متوجه می‌شوند  کسی جز او بر هستی فرمانروایی ندارد.

پس از آن کلمه ذِکر قرار دارد. که به معانی مختلف  یاد کردن بیان کردن، یاد آوری، ثنا و ستایش ، نام و آوازه  شرح حال ، پند و موعظه و قران مجید آمده است. با توجه به معانی یاد شده معنی ثنا و ستایش در این بیت برای این کلمه مناسب است. 

در ادامه می‌خوانیم که 

ملکا ذکر تو گویم که 

که در این جا به معنی زیرا است. شاعر می‌خواهد علت ثنا و ستایش خداوند را بیان کند و به همین خاطر پاکی و خدا بودن او را بیان می‌کند. و ادامه می‌دهد که من جز به همان راهی که تو نشانم دهی نمی‌روم. و راهی که خداوند به انسان نشان می‌دهد جز راه راستی نیست. خداوند این راه را با پیامبران بزرگوارش به انسان آموخته و نشان داده است. 

در این بیت برای خداوند  3 صفت ذکر شده است ملک، پاک، و راهنما. 

چند نکته برای تحقیق و بررسی بیشتر

۱-  بیت چند جمله است؟

۲- علامتهایی که در [ ] و ( ) در فرهنگ معین واقع شده بودند. برای چه بود؟

در این مورد تحقیق کنید و نتیجه را اعلام نمایید.

۳- درباره سنایی غزنوی اینجا را ببینید.

آزمون

برای شرکت در آزمون همین درس این جا را کلیک کنید.

ستایش 2 فارسی نهم
ستایش  فارسی نهم

در قسمت بعدی مولفان ابیات آغازین شاهنامه فردوسی را برگزیده‌اند. ابتدا اجرای آن را توسط گروه کر ببینید و بشنوید.. 

اکنون به معنی ابیات توجه کنید.. سپس توضیحات اضافی را بخوانید.

به نام خداوند  جان و خرد کزین برتر اندیشه بر نگذرد

به نام خداوندی که مالک و صاحب اختیار روح و جسم و عقل و اندیشه است و هیچ  صاحب اندیشه و دانشمندی نمی‌تواند چیزی فراتر از ستایش او بیان کند.

خداوند نام و خداوند جای خداوند روزی ده رهنمای

به نام خداوندی که  هر چیزی که در جهان نام و اسمی دارد در اصل متعلق به اوست. به نام خداوندی که صاحب هر مکان و موقعیتی است همان خدایی که به موجودات روزی می‌دهد و آن‌ها را در مسیر زندگی راهنمایی می‌کند.

 خداوند کیهان و گردان سپهر فروزنده ماه و ناهید و مهر

به نام خداوند آسمان و هر چیزی که در آن است همان کسی که به ستارگان روشنی می‌بخشد زیرا ستارگان بدون خواست او هیچ نیرو و درخششی ندارند.

به بینندگان آفرینند را نبینی مرنجان دو بیننده را

خداوند هرگز با چشم دیده نمی‌شود پس برای دیدنش به این سو و آن سو چشم مدوز و آنها را آزار مده.

نیابد بدو نیز اندیشه راه که او برتر از نام و از جایگاه

حتی با فکر کردن نیز نمی‌توان پی به حقیقت خداوند برد زیرا وجود خداوند در هیچ کلمه و مکانی نمی‌گنجد که بخواهیم درباره او فکر کنیم.

ستودن نداند کس او را چو هست میان بندگی را ببایدت بست.

هیچ کس نمیتواند خداوند را به طور شایسته ستایش کند پس بهترین کار بندگی خداوند و گوش دادن به اوامر اوست.

توانا بود هر که دانا بود ز دانش دل پیر برنا بود.

در این جهان هر کس که دانا است تواناست حتی پیران هم با داشتن دانش جوان هستند.

شاهنامه حکیم ابوالقاسم فردوسی  با مصرع  به نام خداوند جان و خرد آغاز می‌شود و همانطور که پیشتر گفتیم، گفتاری در ستایش خداوند یک رسم شاعرانه است. البته در کتاب تنها ۶ بیت آمده است که در شاهنامه ۱۵ بیت است. و پس از آن به ستایش خرد و شرح آفرینش می‌پردازد و بعد پیامبر اسلام و حضرت علی را مدح می‌کند. 

در شرح این ابیات سخنان بسیاری می‌توان گفت دو نمونه آن یکی شرح کوتاه میرجلال الدین کزازی در جلد نخست نامه باستان است و دیگری کتاب جهانگیر کورویاجی است. در کتاب نامه باستان استناد کزازی اشاره کوتاهی به جایگاه خرد در اندیشه شیعه دارد. برای آگاهی بیشتر می‌توان به کتاب ملاصدرا تالیف هانری کربن ترجمه ذبیح الله منصوری مراجعه نمود.۱ 

در کتاب جهانگیر کورویاجی ارتباط این ابیات با اوستا و متون دینی پیش از اسلام بررسی شده است. البته ارتباط داشتن آن امر غریبی نیست زیرا دین در نزد خداوند یکی است و همه دین‌ها با کمی اختلاف بسیار شبیه به هم هستند.

در ادامه او تاکید می‌کند که آسمان و همه ستارگان آفریده خداوند است شاید علت آن این باشد ستاره پرستی و اعتقاد به تاثیر ستارگان در سرنوشت بشر از اندیشه‌های رایج همه اقوام است و فردوسی پیامبرگونه خطاب می‌کند که هیچ چیز بدون اراده خداوند نمی‌تواند وجود داشته باشد و حتی نور ستارگان نیز از خواست خداوند نشات می‌گیرد. در دنباله می‌گوید که خداوند دیدنی نیست و هرگز دیده نخواهد شد زیرا از هر چیزی برتر و بزرگتر است و حتی در وهم  و اندیشه نیز نمی‌گنجد حدیثی از پیامبر داریم که در آن اندرز می‌دهد که به ذات خداوند فکر نکنید که عاقبت آن گمراهی است بلکه در صفات خداوند فکر کنید. فردوسی نیز می‌گوید که هرگز با فکر کردن و  اندیشیدن نمی‌توان به ذات خداوند پی برد. و هیچ کس نمی‌تواند  آنگونه که شایسته است خداوند را ستایش کند پس بهتر است که فقط بنده خداوند باشیم . فردوسی می‌گوید که کمربند بندگی را ببندیم. کمربند بستن کنایه است از به طور جدی برای انجام کاری آماده شدن. پس منظور این است که به طور جدی بنذه خدا باشیم نه فقط به زبان بیاوریم که ما بنده خدا هستیم. و سر انجام بیان می‌کند که هر کس به این مطلب آگاه باشد همیشه جوان است و آگاهی به این مطلب در گرو جمع کردن دانش و رسیدن به دانایی است.

۱- ذبیح الله منصوری  قریحه بسیار نیکویی در داستان نویسی داشت او مقاله‌ای کوچک را به داستانی گیرا و بلند تبدیل می‌نمود. کتاب ملاصدرا نیز همین گونه است.

چند نکته برای تحقیق بیشتر

۱- ابیات آغازین شاهنامه فردوسی را بخوانید و جای بیت‌های درس را در آن مشخص کنید.

۲- درباره هانری کربن مقاله‌ای بخوانید.

۳- یکی از کتاب‌های ذبیح الله منصوری را مطالعه نمایید.

آزمون

برای شرکت در آزمون همین درس پیوند را کلیک کنید.